اقتصاد بازار

اقتصاد بازار از مهم ترين مباحث نظري و کاربردي در علوم اقتصادي است. از دوران قديم بازارها با مكان و مذاكره بين خريداران و فروشندگان شناخته مي شدند، در حالي كه امروزه بازار زماني ايجاد مي شود كه تعدادي فروشنده بالفعل سعي در برقراري ارتباط با خريداران بالقوه يك يا چند كالا و خدمت نمايند. کلاً بازار یک سیستم اقتصادی است که در آن تولید و توزیع کالاها و خدمات با مکانیزم بازارهای آزاد هدایت می‌شود. این سیستم در مقابل اقتصاد دستوری (Planned economy) قرار می‌گیرد که در آن تصمیمات سرمایه‌گذاری و تولید، به عنوان جزئی از یک برنامه تولیدی یکپارچه، توسط سیستم سیاسی حاکم گرفته می‌شود.

در بازار، تولید کنندگان و مصرف کنندگان درباره آنچه که تولید یا خریداری می‌کنند، خود تصمیم می‌گیرند. در مقابل در اقتصاد دستوري، دولت درباره نوع و کمیت کالاهای تولید شده تصمیم‌گیری می‌کند در اقتصاد مبتني بر بازار هیچ هماهنگ‌کننده مرکزی عملیات را هدایت نمی‌کند، بلکه از دیدگاه نظری با تعامل عرضه و تقاضا، قیمت‌ها حاصل مي شوند. در مدل اقتصادی یک بازار آزاد هیچ گونه دخالتی از سوی دولت یا منبع دیگری وجود ندارد و عملاً عناصر چهارگانه بازار شامل مصرف‌کننده یا تقاضاکننده، نیاز یا احتیاج، قدرت خرید و عرضه‌کننده یا تولیدکننده هستند.

در اين حالت به منظور تسهيل ارتباط اين دو گروه نياز به وسيله مبادله (يعني پول) است. مي توان در بازار، كالاها را با يكديگر مبادله كرد (گندم به جاي آب) و يا اينكه آنها را به كمك پول قيمت گذاري نمود. در هر حال، مبادله كالاها بين خريداران و فروشندگان از طريق قانون عرضه و تقاضا تسهيل مي شود. در برخي موارد، بازارها نمي توانند كارا عمل كنند و اين پديده به ناکارايي بازار يا شکست بازار معروف است. ناتواني در سيستم بازار براي توليد كالاها و خدمات مورد تقاضا، از طريق توزيع نامناسب منابع شناخته مي شود، به طوريكه گروهي از مصرف كنندگان در شرايط مطلوبتري نسبت به ديگران قرار مي گيرند.

همچنين بازارها هنگامي فاقد كارائي تخصيص هستند كه بعضي از هزينه هاي مهم مانند هزينه هاي ناشي از آلودگي زيست محيطي يا تضييع حقوق ديگران و هزينه هاي اطلاعات و ارتباطات در محاسبه قيمت وارد نشده باشد، يا بازارها از حالت رقابت كامل خارج شده و به شكل انحصار و يا انحصار چند جانبه درآمده باشند يا برخي از اقدامات دولت مانند تحميل برخي مالياتها و تعيين دستوري قيمتها، موجب تحريف بازارها شده باشند.

اما چون وجود هر بازاري با ساختار و زيربناي آن شناخته مي شود، اين ساختار همان ويژگيهاي سازماني به ويژه آن دسته از خصوصياتي است كه بر قيمت گذاري در بازار تأثير مي گذراند. برخي از كالاها به خودي خود نمي توانند در محدوده بازار رقابت مبادله شوند و توليد و توزيع آنها (خريد و فروش) به سمت انحصار مي رود، مانند برداشت از منابع طبيعي (درياها، معادن، جنگلها، … ). مهمترين ويژگيهاي بازار عبارتند از تعداد و چگونگي توزيع خريداران و فروشندگان در بازار (نشان دهنده آن است كه بازار تا چه حد به انحصار فروش يا انحصار خريد نزديك است)، شرايط قيمت گذاري، وجود يا فقدان موانع بر سر ورود و خروج خريداران و فروشندگان به بازار و شرايط سازماني.

بازارها هر چند به دو صورت بازار کالا (نوع کالایی که در بازار به فروش می‌رسد) و بازار عوامل تولید (بر حسب تولیدکنندگان) نیز می‌توانند تقسیم بندی شوند، اما به طور کلی بازارها به شکل بازار رقابت کامل، رقابت ناقص، رقابت انحصاری، انحصاري، انحصار چندجانبه و يا به نوعي ديگر بازار بین‌المللی و بازارهای چند ملیتی تقسیم بندی می‌شوند.
به‌طور کلی در هر بازاري، تصمیم‌گیری از پایین به بالا عمل می‌کنند و اطلاعات ورودی مصرف کنندگان در هنگام خرید محصولات در بازار به تولیدکننده می‌رسد. امروزه همه کشورها به نوعی بر بازار کنترل دارند و مسیر آزاد و نامحدود منابع به سمت مشتری با مواردی مانند تعرفه‌ها و یارانه‌ها حذف می‌شود. اين رويکرد براي کالاهاي عمومي مشهود و جدي تر عمل مي شود.

در برخي موارد بازارها شکست مي خورند و در اين خصوص مي توان به عوامل بیرونی منفی، انحصار فروش، عدم تأمین کالاهای غیر رقابتی (عمومي) و و نابرابرای‌های اجتماعی مانند فقر شدید اشاره کرد. شکست‌های بازار ناشی از عدم دریافت اطلاعات کافی یا مناسب درباره مواردی مانند قیمت‌ها توسط بازار می‌باشد. مثلاً در حال حاضر بازار به هیچ روشی نمی‌تواند هزینه یا ضرر آلودگی را برای جامعه بفهمد.

دلیل اینکه برخی فکر می‌کنند دخالت دولت در اقتصاد به صورت محدود لازم است، همین عوامل می‌باشد. اقتصاددانان معتقدند که بسیاری از شکست‌های بازار را می‌توان بدون قوانین دولتی و از طریق افشای اطلاعات حل نمود. افشای اطلاعات برای قانون دولت ضروری است، اما نحوه عملکرد کسب و کارها را به‌طور جدی قانونمند نمی‌کند. در عوض، شفافیت اطلاعات به بازار امکان می‌دهد به رفتار آن‌ها واکنش نشان دهد. مشتریان می‌توانند با پول‌های خود به کسب و کارها رأی دهند و اطلاعات بهتری درباره شرکت‌های تولیدکننده به دست می‌آید.

برخي معتقدند برای حل عامل بیروني آلودگی باید مجوز آلودگی ایجاد شود. با فروختن مجوزها به مردم آن‌ها می‌توانند هزینه زیان یا فایده آلودگی را نشان دهند. او معتقد است که این نوع قوانین دولتی به جریان بهتر اطلاعات کمک می‌کند. اگر مردم واقعاً برای هوای پاک ارزش قائل باشند، اطلاعات در بازار حس خواهد شد و شرکت‌ها برای دوستی با محیط سریعتر واکنش نشان می‌دهند. دولت‌ها می‌توانند در حل عوامل بیرونی بازار نقش داشته باشند، اما تنها زمانی که مسائل انتقال اطلاعات را حل کنند، نه اینکه اطلاعات فعلی را پنهان نمایند.

نقدهای مختلفی به بازار، به عنوان اصل سازماندهی یک اقتصاد وارد است. برخی از این نقدها بازارها را به‌طور کامل رد می‌کنند و طرفدار اقتصاد دستوري هستند. یک مخالفت علمی مهم این ادعا است که بازارها از طریق عوامل بیرونی (چیزهایی که قیمت بازار آن‌ها را به حساب نمی‌آورد) باعث ویرانی می‌شوند، مثلاً از طریق آلودگی محیط. یک مخالفت دیگر این است که بازارها از طریق ایجاد انحصار بذر نابودی خود را می‌کارند. برخی از حامیان بازار معتقدند که دولت‌ها نباید آزادی بازار را کاهش دهند، زیرا آن‌ها بر سر عامل بیرونی بازار و عوامل بیرونی ناشی از دولت اختلاف دارند. دیگران معتقدند که دولت باید برای جلوگیری از شکست بازار ایفای نقش کند و در عین حال ویژگی کلی یک اقتصاد بازار را حفظ نماید.

شايان ذکر آنکه در نظام هاي اقتصادی مختلف که به عنوان یکی از مهمترین ارکان بنیان اقتصادی هر کشور ، بازارها از جمله رقابتي و انحصار و حسب نوع کالا و خدمات چه خصوصي و چه عمومي، مي توانند رشد و توسعه متفاوتي داشته باشند. پدیده‌هایی مثل فقر، نابرابري، عدالت و ایجاد انگیزه فردی یا عدم وجود آن، همگی تحت تأثیر نظام اقتصادی و در چهارچوب آن به‌وجود می‌آیند.